English     رسانه     کتابها     عکس     درباره     تماس    

سه شنبه، ۱۸ اسفندماه ۱۳۸۸

کامیون حمل زباله

وبلاگ نويسي

اين بهترين ايميلي بود كه امروز دريافت كردم . پيامي عالي داشت . خواندني بود : ((کامیون حمل زباله))

روزی من با یک تاکسی به فرودگاه مي رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!
راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. و منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می گویم:
((قانون کامیون حمل زباله.)) او توضیح داد که
به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.
آشغال های آنها را نگیرید و به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها پخش نکنید.
حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند.

March 9, 2010 04:27 PM | TrackBack
نظرها

سلام آقای ضیایی پرور من شاگردتان نبودم اما شما به حق استاد من هستید. من واقعا از مطالب مفیدتان در هر جایی که حضور دارید استفاده می کنم و همیشه به خاطر آنلاین بودن تحسینتان می کنم. موفق تر باشید

Posted by: سیسرو at March 9, 2010 05:34 PM

سلام.خیلی جالب بود

Posted by: ریوندی at March 10, 2010 07:31 AM

قشنگ بود

Posted by: دکتر قاسم حسینی اخوان at March 10, 2010 12:50 PM
فرستادن نظر









مشخصات را بخاطر بیاور؟







Powered by Linkdoni.com