English     رسانه     کتابها     عکس     درباره     تماس    

دوشنبه، ۲۳ دیماه ۱۳۸۷

علم و فناوري در برنامه پنجم

دانشگاه

همشهري - حميد ضيايي پرور: ابلاغ سياست‌هاي كلي برنامه پنجم توسعه از سوي رهبر معظم انقلاب به رئيس‌جمهور، زمينه را براي برداشتن يكي از گام‌هاي بنيادين به‌منظور نيل به اهداف مندرج در سند چشم‌انداز 20 ساله ايران فراهم كرده است.

بر اين اساس در بخش « امور علمى و فناورى» بر مواردي همچون افزايش بودجه تحقيق و پژوهش به 3‌درصد توليد ناخالص داخلى، افزايش ورود به دوره‌هاى تحصيلات تكميلى به 20‌درصد، دستيابى به جايگاه دوم علمى و فناورى در منطقه، گسترش حمايت‌هاى هدفمند مادى و معنوى از نخبگان و نوآوران علمى و فناورى و تكميل و اجراى نقشه جامع علمى كشور تاكيد شده است.
واقعيت اين است كه امور مذكور همگي در حيطه سياستگذاري علم قرار مي‌گيرد، تدوين نقشه جامع علمي كشور و انتشار پيش نويس آن طي ماه‌هاي اخير، تدوين اسناد راهبردي توسعه بخشي و ساير اسناد مرتبط با عرصه دانش و فناوري نشان داده كه ما در زمينه تدوين سياست‌ها با وجود كندي امور مربوطه موفق بوده‌ايم، مشكل اصلي جايي بروز پيدا مي‌كند كه مي‌خواهيم اين سياست‌ها را كه در قالب مواد و اصول مختلف برنامه‌هاي 5ساله تدوين و تصويب شده است اجرا كنيم.
اصلي‌ترين مشكل هم در اين بخش، موازي كاري، پراكنده كاري، تكراري كاري، نبود سيستم اطلاعات و مستند‌سازي‌ فعاليت‌هاي علمي و شبكه اطلاعات علمي كشور است.
همچنين وجود مراجع مختلف اجرايي در بخش علم و فناوري باعث شده تا انرژي‌هاي موجود متمركز نشده و بعضا همديگر را خنثي كنند. تحقق سهم 3 درصدي بودجه پژوهش، آرماني است كه همواره در آرزوي آن بوده‌ايم، بدون اعتبارات لازم، تحقيق و توسعه شكل نمي‌گيرد و ارتباط عميق بخش صنعت و دانشگاه نيز مستلزم دگرگوني در بينش و وضعيت موجود در اين دو حوزه است.
كسب جايگاه دوم علمى و فناورى در منطقه كه شامل 25 كشور هدف سند چشم‌انداز مي‌شود نيز مستلزم رصد دقيق وضعيت توسعه دانش در ساير كشورهاست چرا كه كسب يك رتبه در يك سال يا دوره خاص نمي‌تواند تا مدت‌هاي طولاني ادامه داشته باشد.
توسعه دوره‌هاي تحصيلات تكميلي نيز با مشكلي به نام عضو هيأت علمي مواجه است. تجربه كشورهاي توسعه‌يافته نشان مي‌دهد كه براي نيل به اين مقصود ايجاد و گسترش پژوهشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي براي تربيت محقق، توليد دانش و پژوهش محور كردن دانشگاه‌ها، ضروري است.
حمايت از نخبگان نيز تا كنون اگر چه با تاسيس بنياد نخبگان جنبه عملي پيدا كرده اما بايد توجه داشت كه حمايت از نخبه به معناي دادن وام و تسهيلات مادي به ايشان نيست. حمايت واقعي از نخبگان، به كار گماردن آنها در جايگاه واقعي‌شان در سازمان‌ها و دستگاه‌هاي تخصصي است و گرنه فرار نخبگان با روند سريع‌تري ادامه خواهد يافت.
شايد ضروري باشد ما نيز مانند برخي كشورها كه برنامه جذب مغزهاي كشورهاي ديگر را در دستور كار دارند و براي آن برنامه‌ريزي سالانه كرده اند، جذب مغزهاي ايراني را به‌صورت يك برنامه مدون درآورده و اقدامات عملي در اين راستا انجام دهيم.
آخرين زنجيره از اين سياست‌ها، نظارت بر حسن اجراي آنهاست. بهترين برنامه‌ها اگر ضمانت اجرا نداشته باشند روي كاغذ خواهد ماند. ورود نهادهايي مانند مجمع تشخيص مصلحت نظام و سازمان بازرسي كل كشور مي‌تواند باعث تقويت اين برنامه‌ها شده و حسن اجراي آن را تضمين كند.
در غيراين صورت شايد كساني باشند كه با آمار‌سازي‌ بخواهند اقدامات خود را حتي جلوتر از برنامه‌ها نيز نشان داده و در جايگاه مدعي قرار گيرند.

January 12, 2009 11:45 AM | TrackBack
نظرها
فرستادن نظر









مشخصات را بخاطر بیاور؟







Powered by Linkdoni.com