كاهش روند مستعار نويسي در وبلاگها
وبلاگ نويسي
پژوهشگر بررسي وبلاگستان فارسي در بهار و تابستان سال جاري كه از سوي دفتر مطالعات و توسعهي رسانهها انجام شده است، گفت: «هدف و دسته بندي اين تحقيق كاملا بر اساس وبلاگهاي سياسي و اجتماعي بوده و فرآيندههاي انجام شده در داخل اين نوع وبلاگها، مورد پيگيري قرار گرفته است.»
اين پژوهشگر در گفتوگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: «باوجود آنكه، اين تحقيق با روش تحليل محتوا انجام شده، ولي در بسياري مواقع، به روش تحليل گفتمان نزديك ميشود. به طوري كه با مطالعهي سه ماههي وبلاگها، برآيند مطالب و استنباط محقق از خط مشي، گرايش يا جهتگيري وبلاگها، آن را در يك دستهبندي خاص قرار ميدهد. بنابر اين درا ين تحقيق، يك رفرنس خاص و كدبندي مشخص مانند روشهاي كلاسيك تحليل محتوا، وجود ندارد بلكه مخلوطي از تحليل محتوا و تحليل گفتمان است. در عين حال اطلاعات مستند نيز هستند.»
وي با اشاره به اين كه، اين تحقيق به صورت وسيع، ولي خروجي آن فشرده و متمركز بوده است، گفت: «مخاطبان اين بولتنها و تحقيقات، بيشتر مسوولان هستند تا مردم. به طور قطع اگر مخاطبان مردم بودند، نتايج تحقيق با تشريح و جزييات بيشتري ارايه ميشد، ولي به دليل رغبت مخاطب به خواندن آن، نتايج به صورت فشرده ارايه شده است.»
وي با اشاره به روش انتخاب هدفمند در اين بررسي، گفت: «عموما در تحقيقها از روش نمونهگيري تصادفي استفاده ميشود، ولي پژوهشگر با صرف وقت زيادي كه بر مطالعهي وبلاگها، گذاشته، شناخت كاملي بر مجتمعها، كندوها و انجمنهاي وبلاگي در شاخههاي مختلف داشته است. بنابراين با اين آگاهي از كندوها، مراجع اصلي و وبلاگهاي تاثيرگذار، به سراغ آنها رفته و موارد را انتخاب كرده است.» وي افزود: با نمونه گيري تصادفي، تحقيق به جايي نميرسيد. زيرا طبق آمارها، از ميان ٥/١ ميليون وبلاگ ثبت شده، ١٠٠ هزار وبلاگ فعال هستند كه بقيهي آنها، غير فعال تعطيل شده و يا صرفا يك بانك آرشيو محسوب ميشوند، بنابراين با انجام روش نمونهگيري تصادفي، نتايج كل تحقيق مفيد و قابل تعيمم نيست.» اين پژوهشگر وبلاگها افزود: «هيچ طبقه بندي ثبت شدهاي راجع به وبلاگهاي فعال و فهرستي براي فعال بودن آنها وجود ندارد. بنابر اين در تحقيقات متبني بر انتخاب هدفمند، خود محقق ملاك است كه بايد به نمونهگيري او اعتماد كرد.»
وي گفت: «در اين تحقيق، مراجع و وبلاگهاي جريان ساز شناسايي و به عنوان هدف و case مورد مطالعه، نتايج استخراج شده است.»
پژوهشگر اين بررسي اظهار داشت: «وبلاگ يك صفحهي اينترنتي است كه به روز ميشود و بيان كنندهي شخصيت مولف يا وبلاگنويس مربوطه است، هيچ يك از وبلاگهاي مورد بررسي، سايت محسوب نميشوند، بلكه كاملا جنبهي وبلاگي و شخصي دارند و بيان كنندهي افكار، ايدهها و شخصيت بلاگنويس هستند.»
وي تاكيد كرد: «با تحقيق سياسي برخورد نشده است، ولي موضوع هدف تحليل و دايرهي انتخابها، وبلاگهاي سياسي و اجتماعي بوده است.»
وي در خصوص وبلاگهاي بي طرف در اين بررسي گفت: «منظور، بيطرفي نسبت به جريانات سياسي در كشور است، زيرا يك سري وبلاگها را نميتوان جزو جريانات سياسي مرسوم تلقي كرد، بلكه بسياري از آنها، جنبههاي اجتماعي را دنبال ميكنند، ولي مربوط به هيچ طيف يا جريان بندي سياسي نيستند.»
وي با اشاره به تفاوتهاي فني وبلاگ و وب سايت گفت: «سايتهايي وجود دارند كه با وجود ويژگي سايت، با سرويسهاي free ( در سرويس دهندههاي وبلاگي ) نوشته ميشوند، بنابراين تفكيك كردن سايت و وبلاگ، منوط به شرايط ديگري در وبلاگ است، از جمله اين كه شخصي نگار و مربوط به شخصيت مولف است و اگرچه داراي طراحي و صفحهي اختصاصي باشد، ولي وبلاگ محسوب ميشود.»
به گفتهي وي، وبلاگ، تعاملي است، نظرات خوانندگان را منعكس وافكار و ايدههاي شخصي را منتشر ميكند و درواقع بيان كنندهي شخصيت آن نويسنده است، وب سايت صفحاتي است كه به روز شدن آنها بر مبناي زمان نيست، اهداف تبليغاتي و تجاري را دنبال ميكنند و مربوط به اداره، سازمان، موسسه و شغل هستند نه يك نفر، بنابراين با اين دستهبندي، گروه اول وبلاگ و گروه دوم حتي اگر در بلاگ سرويسها به روز شوند، وب سايت محسوب ميشوند.
اين پژوهشگر وبلاگها، گفت: «هدف محقق در اين بررسي اين نبوده كه تضادها را مشخص كند، بلكه هدف او تبيين وضعيت موجود است، حتي اگر نكتهي مهميبه نظر نرسد، بنابراين اگر اين تبيين انجام نشود، نتايج قابل مقايسه با دورههاي قبل و بعد نيست. اين يك تحقيق ادامه دار است كه هدف ما مقايسه نتايج د ر دورههاي مختلف است.» وي با تاكيد بر اين كه كاهش روند مستعار نويسي يكي از قويترين نتايج اين تحقيق بوده، گفت: «اين مساله، اتفاق خوبي است، زيرا هر چه هويت وبلاگنويسان مشخصتر باشد، اعتبار، روايي و پايايي مطالب بيشتر و اين فضا جديتر گرفته ميشوند.»
وي افزود: «در روند بررسي مستعار نويسي، هيچ وبلاگ تكراري در دورههاي مختلف، بررسي نشده است، ولي چون هدف جامعهي نمونه اين تحقيق، وبلاگهاي مرجع و تاثيرگذار در فضاي وبلاگستان بوده، ميتوان نتايج را به همديگر تعميم داد.»
وي گفت: «وبلاگها در سطح محدودي بررسي شدند و نتايج مربوط به همانهاست، بنابراين مقايسه با وبلاگهاي مشابه، از نظر درجهبندي و طيفبندي در دورههاي قبل، اين تغييرات را نشان ميدهد. در هر حال پايايي و روايي اين نتايج داراي شك و شبهههايي است، ولي به طور كلي حوزهي علوم اجتماعي اين طور است كه هر نتيجهگيري ممكن است، ضدي هم داشته باشد.»
وي با اشاره به كم كاري وبلاگنويسان اظهار داشت: «اين كم كاري به طور قطع قابل پژوهش است، ولي مهم آن است كه چه كسي بايد اين كار را انجام دهد و چه كسي بايد پشتيبان اين تحقيقات باشد؟ محتواهاي وبلاگها بايد مورد تحقيق قرار گيرند و اين كه منعكس كنندهي كدام بخش از افكار عموميجامعه هستند؟ ولي متاسفانه به اندازهي انگشتان دست، محققي براي اين موضوع در كشور نداريم.» پژوهشگر اين تحقيق تاكيد كرد: «حجم عظيمياز ١٠٠ وبلاگ بررسي شده، بي طرف هستند. در اين ميان ٤٨ وبلاگ بيطرف ١٣ وبلاگ اصول گرا، ٢٠ وبلاگ اصلاح طلب و ١٩ وبلاگ منتقد هستند. ٨٣ درصد وبلاگهاي بي طرف در حوزههاي اجتماعي و دو درصد آنها، سياسي هستند.»
وي افزود: «درميان وبلاگهاي منتقد نيز، ٢٦ درصد، سياسي، ٢٦ درصد اجتماعي و ٤٨ درصد مربوط به هر دو حوزه هستند. بنابر اين يك نوع تعادل در اين زمينه به چشم ميخورد كه نشان دهندهي نوع هوشمندي و گرايش آگاهانه است، در شرايطي كه صرفا سياسي نيستند و جذابيت بيشتري براي مخاطب دارند.»
وي تاكيد كرد: «تحقيق و پژوهش در محيط وبلاگ، هنوز جدي گرفته نشده است و به نظر ميرسد، محققان ما براي ورود به محتواي سايبر و اينترنت كه حجم زيادي نيز هست، رغبت كافي ندارند، به طوري كه هنوز تحليل محتوا در محيط مكتوب، كتاب، مجله و روزنامه انجام ميگيرد.»
وي افزود: «به نظر ميرسد، وقت آن فرا رسيده كه با اين همه محتوايي كه در فضاي سايبر به زبان فارسي توليد و منتشر ميشود، پروژههاي جدي در سطح پاياننامهها و يا موسسات پژوهشي و تحقيقاتي يا تاليفات كتابي صورت گيرد و تاسف بارتر اين است كه ما هنوز متدلوژي لازم را براي اين كار تدوين نكردهايم، با وجود اين همهي اطلاعات در اين محيط، جامعهي علمي و تحقيقاتي ما از اين محتوا به دور است، برخي اين محتوا را به رسميت نميشناسند، برخي آنها را غير معتبر ميدانند و برخي از اين فضا و روش آن مطلع نيستند.»
وي اظهار داشت: «اگر محتواي وبلاگها ارزش ندارند، چه طور تا حد رسانهي ملي از آن بهره برداري ميشود، محتواي وبلاگي داراي ارزش است وما به صورت غير رسمي از آن استفاده كنيم، ولي حاضر به رسميت شناختن آن نيستيم و آن را به عنوان منبع و توليد كنندگان محتوا به جامعه معرفي نميكنيم.»
وي افزود: «بخشي كه مربوط به ديدگاههاي وبلاگهاست، مستندترين منابع براي سيستم افكار سنجي و نظرسنجي است، زيرا قابليت اعتبار و روايي بالايي دارند.»
اين پژوهشگر در پايان تاكيد كرد: «اين بررسي و تجربهي اول ماست كه قطعا داراي نواقص و اشكالاتي است، ولي ما بارها تقاضا كردهايم كه آنها را به ما بگويند تا اشكالات را در تحقيقهاي بعدي برطرف كنيم، اين نتايج براي مسوولان و استادان دانشكدههاي ارتباطات ارسال ميشود تا نواقص كار را به ما منعكس كنند.»
November 25, 2006 03:07 PM
|
TrackBack