English     رسانه     کتابها     عکس     درباره     تماس    

چهارشنبه، ۱ آذرماه ۱۳۸۵

رانندگي به شيوه ايراني

مقالات سياسي

وقوع 400 هزار تصادف رانندگي و كشته شدن بيش از 27 هزار نفر در سوانح رانندگي در سال، كسب رتبه اول مرگ و ميرناشي از تصادفات نسبت به هر ده هزار نفر در ميان تمام كشورهاي جهان و اختصاص رتبه دوم مرگ و مير به تصادفات، مجموعه اخبار و اطلاعاتي است كه براي هر ايراني نگران كننده مي باشد.
اما به راستي چرا آمار تصادفات درايران بالاست  و چه دلايلي منجر به شكل گيري فرهنگ كنوني رانندگي در ايران شده است
چگونه مي توان نحوه صحيح رانندگي در ايران را نهادينه كرد چه مقررات يا قوانيني مي تواند باعث جلوگيري از خطرات و آسيب پذيري هاي ناشي از نحوه رانندگي در كشور شود

مشاهدات عيني

چراغ خطر: عبور از چراغ قرمز- در صورتي كه پليس در صحنه نباشد- يك نوع زرنگي براي بعضي راننده‌ها محسوب مي شود، چراغ زرد اصلا معنا ندارد به گونه اي كه حتي تا چند ثانيه بعد از قرمز شدن چراغ برخي رانندگان همچنان با سرعت سرسام آوراز تقاطع عبور مي كنند.
به وجود آمدن فضاي خالي بين آخرين خودروهاي عبور كرده از چراغ سبز تا حركت خودروهاي مسيرهاي مقابل بهترين فرصت براي اين دسته از رانندگان به اصطلاح تيز و زبر و زرنگ است. حتي اگر آخرين گروه از خودروهاي عبوركرده از چراغ سبز، در وسط تقاطع مانده باشند.
گردش آزاد: لاين سمت راست تمام تقاطع ها، براي گردش به راست با رعايت احتياط ، آزاد است، لاين سمت چپ در مورد تقاطع هايي كه مسير مقابل به سمت چپ يك طرفه است نيز همين حكم را دارد اما زرنگي (!) يعني اين كه به جاي ايستادن پشت همه خودروهاي توقف كرده، به لاين گردش آزاد بروي و در ابتداي تقاطع بايستي و با بندآوردن مسير، منتظر بماني تا چراغ سبز شود، هرقدر نسبت به بوق هاي ممتد رانندگان معترض، بي اعتناتر باشي، راننده حرفه اي تري به حساب مي آيي.
به تو چه مربوط كه عامل ترافيك و راه بندان مي شوي و دقايق زيادي از وقت ديگران را تلف مي كني
راهنما: چراغ راهنماي خودرو، براي راننده هاي ناشي و آماتور است! راننده حرفه اي كسي است كه خودرو پشت سرش نفهمد اين راننده بالاخره قصد دارد به كدام مسير بپيچد، چپ يا راست!
وقتي راهنما مي زني، راننده هاي پشت سر مي فهمند و بر سرعت خود مي افزايند تا به سمت مخالف يا موافق تو بيايند از اين رو مي تواني به سمت چپ راهنما بزني و در آخرين ثانيه ها با يك حركت آكروباتيك به سمت راست بپيچي اين طوري همه را سورپريز مي كني و مي تواني از فضاي خالي ايجاد شده حداكثر استفاده را ببري.
در اتوبان ها ، تنها 20 متر مانده به خروجي موردنظر مي تواني با سرعت تمام همه ماشين ها را قيچي كني و به مسير فرعي بپيچي مبادا سرعت خود را كم كني يا راهنما بزني!
ورود ممنوع: تابلوي »ورود ممنوع« تنها وقتي ضمانت اجرايي دارد كه يك پليس راهنمايي با قبض جريمه در وسط يا انتهاي مسير ايستاده باشد و گرنه مي توان از آن مسير عبور كرد و تازه با چراغ دادن و بوق ممتد به رانندگاني كه راه نمي دهند، اعتراض كرد. در مسيرهاي منتهي به ميدان ها نيز مي توان در محل »دور زدن ممنوع« به شرطي كه با بلوك و جدول مسدود نشده باشد، دور زد ، هرقدر سرعت خودرويت بيشتر باشد و صداي لاستيك ها بيشتر به گوش برسد حرفه اي تر به نظر مي رسي!
دنده عقب: اگر در اتوبان يا خياباني از مسير موردنظر عبور كردي فقط كافي ترمز كني و در ميان خودروهايي كه با سرعت حركت مي كنند دنده عقب بگيري، مهم نيست كه نظم خودروها را به هم مي زني يا عامل تصادف مي شوي، چشم دارند، ببينند داري دنده عقب مي آيي!
بوق: از بوق مي توان براي ابراز خوشحالي ،ناراحتي، اعتراض، جلب توجه، تشكر كردن، ترساندن ، ابراز تنفر، دوست داشتن، عشق ورزيدن براي تهديد ، تفريح و سرگرمي ، ناسزا نثار كسي كردن و ده ها مورد ديگر استفاده كرد.
شب، روز، نصف شب، كوچه، خيابان،،تونل، زيرگذر، پاركينگ مقابل بيمارستان، فرقي نمي كند. بوق بوق است و بسيار پركاربرد.
مارپيچ: بالاخره يك طوري اطرافيان بايد بفهمند، شما جوانيد و سرزنده، ويراژ دادن و مارپيچ رفتن بهترين وسيله خودنمايي است، در كوچه خيابان ، اتوبان، كارناوال عروسي، جاده همه جا مي شود ويراژ داد. مارپيچ رفتن در اتوبان هاي شلوغ و پرترافيك نشانه مهارت شماست به خصوص اگر جيغ خانم هاي راننده يا عابران پياده را در بياوريد!
خرابي خودرو: مهم نيست كه چراغ خطر خودرويت سالم است يا نه، راهنماها كار مي كنند يا نه، ترمزها خوب عمل مي كنند يا نه، مي بينيد كه پليس مهربان راهنمايي و رانندگي نيز به اين چيزها اهميتي نمي دهد. چندين و چندبار حتي در جاده و در شب تاريك، خودروهايي ديده ام كه با چراغ هاي خراب و خاموش، از جلوي پاسگاه پليس هم رد شده اند، دريغ از يك تذكر به همه كه نمي شود گير داد.
پارك: حال كه دولت به فكر ايجاد پاركينگ نيست، هرجا دلت مي خواهد پارك كن؛ حريم تقاطع ، حريم ميدان، پارك ممنوع ، پارك دوبله، پارك جلوي پل يا جلوي پاركينگ، اصلا مهم نيست، اگر هم بعد از هزار بار تخلف يك بار جريمه شدي برو اعتراض كن و بگو حقت را خورده اند !
حمل بار: مي توان با وانت بار ، تيرآهن حمل كرد؛ مي توان بانيسان مسافر زد، مي توان با پيكان، كمد بار زد! تا جايي كه جا دارد و تا هر ارتفاعي كه بار مي ايستد، باربزن؛ فقط كافي است آن تكه پارچه قرمز را در انتهاي آن تيرآهن 12 متري آويزان كني، يعني مواظب باشيد، از ما گفتن بود!
خط عابر پياده: توقف روي خط عابر پياده كه ديگر امري كاملا" عادي است.
عابر پياده كيلويي چند است. برود چند قدم آن طرف تر، تازه اگر آمد لابلاي خودروها بوق بزنيم تا جا بخورد و يك كم بخنديم!
خط ويژه: خدايي اش با خط ويژه در تهران نمي شود شوخي كرد.
در هر 100 متر خط ويژه يك سرباز ايستاده است و موتورها را با باتوم و خودروها را با قبض جريمه، ادب مي كند.
البته عبور از خط ويژه مشروط به شلوغ، پلوغ بودن اوضاع و نبودن پليس است كه ناديده گرفتن اين موقعيت موجب پشيماني به خصوص درروزهاي بارندگي مي شود.
سيستم هاي صوتي: نصب انواع و اقسام وسايل تزئيني و اسپورت از جمله سيستم هاي صوتي خفن به خودرو جلوه ديگري مي بخشد. اگر اينها ممنوع بود، چرا پليس اين همه را مي بيند و برخورد نمي كند
موتوري ها: تمام مقررات راهنمايي و رانندگي براي خودروهاست موتور سيكلت كه خودرو محسوب نمي شود؛ موتور سوار آزاد است به هر كجا كه مي خواهد برود، چراغ قرمز مخصوص خودروهاست. خط ويژه و ورود ممنوع و تابلوهاي پارك ممنوع از آن خودروهاست، موتوري مي تواند در پياده رو و حتي ورود ممنوع رانندگي كند. تك چرخ زدن و لايي كشيدن و آينه شكستن، امري رايج است، نه جريمه اي نه غرامتي. اگر هم خودرويي به تو بزند يا تو به او بزني بي برو برگرد از سوي افسر كارشناس راهنمايي و رانندگي، او مقصر شناخته مي شود، نه موتوري اگر هم مدارك موتور همراهت نبود، پلاك نداشتي يا خلاف كردي نگران نباش، دامنه رافت پليس فراخ است. كلاه كاسكت هم فقط براي آويزان كردن به فرمان موتورسيكلت است مبادا روي سرت بگذاري؛ كلاس ندارد!

فرهنگ و رانندگي

بدون شك آنچه گفته شد تبيين وضعيت رانندگي ما ايراني ها البته با زباني آميخته به طنز بود، طنزي كه خميرمايه تلخي از حقيقت دارد و شما مي توانيد ده ها مورد ريز و درشت ديگر به اين سياهه بيفزاييد.
عجيب است ما ايراني ها، آدم هاي ميهمان دوست و غريب نوازي هستيم.
اگر ميهماني به خانه ما وارد شود، حتي اگر غريبه باشد، هر چه در توان داريم براي تكريم او به كار مي گيريم؛ اما با همشهري هاي خودمان در كوچه و خيابان مهربان نيستيم، در واقع در خانه با هم دوستيم و در خيابان دشمن! حاضر نيستيم به اندازه حتي چند ثانيه از حق خود بگذريم.
هنگام رانندگي سعي مي كنيم روي همديگر را كم كنيم، اگر ماشين بغل دستي گاز داد و از ما جلو زد، رگ گردنمان بيرون مي زند و بر پدال گاز مي فشاريم، اگر كسي جلوي ما پيچيد يا درخواست گردش به يك سمت كرد تا جايي كه راه داشته باشد به او اجازه عبور نمي دهيم، ما ايراني‌ها از معدود مردمي هستيم كه تا همين پارسال از كمربند ايمني در خودروها استفاده نمي كرديم و اكنون نيز از معدود مردمي هستيم كه بين خطوط رانندگي نمي كنيم.
بارها صحنه هاي تاسف بار تصادفات رانندگي را ديده ايم، حتي ممكن است شاهد برخي تصادفات خونين نيز بوده و يا حتي خودمان در حادثه اي آسيب ديده باشيم، اما تاسف خوردنمان همان چند دقيقه اول است و بعد روز از نو، روزي از نو.
بارها جريمه شده ايم اما حتي يك بار حق را به پليس نداده ايم، ما خودمان يك پا، كارشناس رانندگي هستيم و حتي به درستي مي توانيم خودروي مقصر در صحنه تصادف را معرفي كنيم، اما مقررات مال ديگران است، هميشه غرو لند مي كنيم كه چرا اين يا آن خودرو، چنين و چنان مي راند. اما خودمان همان خطا را چند بار در روز انجام مي دهيم.
مهارت اجتناب از تصادف، يك مهارت آموزشي در جهان توسعه يافته است كه در ايران امر غريب و ناشناخته اي است، هيچ جايي هم اين مهارت را به شما ياد نمي دهند؛ تمام مهارت هاي آموزشي آموزشگاه هاي رانندگي در پارك، پل و دور سه فرمان خلاصه مي شود حتي اجازه تمرين يا حركت با دنده 4 يا رانندگي در اماكن شلوغ يا صحنه هاي خطرزا را هم نداريد، صحنه خطر را بايد آنلاين تجربه كنيد.
آمار كشته هاي ما در سوانح رانندگي از آمار شهدا در طول جنگ تحميلي هم بيشتر است، جاده ها امروزبه صحنه هاي جنگ تبديل شده و سالي 27 هزار نفر در اين جنگ كشته مي شوند، قربانياني كه به گفته كارشناسان، تا حد 80 درصد خود مقصرند!
وقتي قرار مي شود با افزايش جريمه ها، قدرت بازدارندگي تخلفات را افزايش دهند، رییس جمهور مهرورز مانع مي شود و بدین ترتیب اجازه مي دهيم باز هم تخلف صورت بگيرد و تلفات بدهيم و در كلاف تودرتوي راه بندان ها، تصادف ها و ترافيك اعصاب خردكن شهرها، دچار انواع بيماري هاي جسمي و روحي شويم.
اگر خاطرتان باشد تا وقتي قانون بستن كمربند اجباري نشده بود حاضر نمي شديم از اين وسيله حتي براي حفظ جان خودمان استفاده كنيم.
با خنده بپذيريم كه ما رانندگان ايراني اگر زور بالاي سرمان نباشد، تن به مقررات نمي دهيم. اگر يكي به مقررات عمل كند ولي ديگران عمل نكنند، آن يكي هم متضرر مي شود، رعايت مقررات و نهادينه شدن فرهنگ رانندگي در ايران، نياز به خرد جمعي دارد.

November 22, 2006 08:51 AM | TrackBack
نظرها
Powered by Linkdoni.com