English     رسانه     کتابها     عکس     درباره     تماس    

جمعه، ۸ اردیبهشتماه ۱۳۸۵

چرا ايران رسانه جهاني ندارد؟

سايبر ژورناليسم

سعيد ابوطالب نماينده تهران درمجلس شوراي اسلامي، درنطق پيش از دستورخود گفته:‌«‌من معتقدم که داشتن ماهواره براي ايران از نان شب هم واجب‌تر است و در شرايط فعلي دست ما از ارسال پيام به مردم دنيا کوتاه است».
دستيابي به رسانه بين‌المللي به گونه‌اي که بتوان پيام خود را به آن سوي مرزها منتقل کرد، همواره از آرزوها و ايده‌هاي بسيار رايج دولتمردان بوده است. اما سوال اين که چرا ايران رسانه بين‌المللي ندارد؟ چگونه است که کشورهاي ديگر صاحب دهها و صدها ماهواره، شبکه تلويزيوني آژانس خبري وخبرگزاري و روزنامه‌هاي جهاني هستند اما ما صاحب چنين رسانه‌هايي نيستيم؟ »»»

اين يک سوال اساسي است که براي پاسخگويي به آن بايد به ريشه‌يابي و بررسي پيشينه و نحوه تشکيل و رشد شبکه‌هاي ارتباطي و رسانه‌هاي جهاني پرداخت.
به اعتقاد نظريه‌پردازاني همچون آنتوني گيدنز، هربرت شيلر و يورگن‌ها برماس، شبکه‌هاي ارتباطي جهاني، ادامه جريان رشد سيستم سرمايه‌داري در جهان هستند. در واقع بر مبناي اين ديدگاه، نظام ليبراليستي و کاپيتاليستي غربي در مرحله رشد بين‌المللي خود براي برقراري ارتباط ميان بخش‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي خود وهمچنين به منظور اعمال مديريت يکسان بر اين بخش‌ها، ضرورت انجام مبادلات مالي، پولي، بانکي، بيمه‌اي، گمرکي و از همه مهمتر براي زمينه‌سازي و فرهنگ‌سازي جهت فروش و ترويج کالاها و محصولات و خدمات توليدي‌اش نياز به تاسيس چنين شبکه‌هاي ارتباطي جهاني داشته است. بدون اين شبکه‌ها ( اينترنت، ماهواره، تلويزيونها و خبرگزاريها) گسترش سرمايه‌داري در جهان ميسر نبوده است.
بي‌جهت نيست که رسانه‌هاي بزرگي همچون CNN توسط کمپاني‌هاي تجاري اداره مي‌شوند، بنابراين بيش از آنکه دولتها و اراده‌هاي ايدئولوژيک و سياسي، بر اين شبکه‌ها حاکم بوده باشد، اين سيستم تجاري و اقتصادي غربي است که از اين شبکه‌ها براي ترويج محصولات خود و يکسان‌سازي فرهنگي در جهان سود مي‌برد.
صد البته، دولتهاي حاکم بر جوامع غربي نيز به گونه‌اي مستقيم يا غيرمستقيم توسط همين کمپاني‌هاي بزرگ تجاري بر سرکار مي‌آيند بدين ترتيب جهاني شدن رسانه‌ها، نتيجه مستقيم جهاني شدن صنعت، اقتصاد و فرهنگ است.
حال باز مي‌گرديم به ايران، در ميان سه مولفه حاکم بر رسانه‌هاي جهاني، ما در 2 بخش اول و دوم لنگ مي‌زنيم براي نمونه، ما قرار است کدام کالا و محصولمان را دردنيا تبليغ کنيم؟ اصلا"‌کدام محصول صنعتي ما بازار بين‌المللي دارد آن هم در سطحي که براي فروش آن بايد از رسانه استفاده کنيم؟
در بخش دوم، هم با وجود دهها قانون و مقررات حمايتي و گمرکي، ونپيوستن ايران به اقتصاد جهاني، ما هنوز وارد پروسه اقتصاد بين‌المللي نشده‌ايم، لذا تعامل جهاني نيز در اين سطح نداريم، شايد تنها مزيت نسبي ما در بخش فرهنگ باشد که وجود گنجينه‌هاي غني فرهنگ اسلامي و ملي مي‌تواند پشتوانه‌اي قدرتمند براي توليد محتوا در سطح رسانه‌اي و انتشار آن در گستره جهاني باشد. اما نگاهي به آمارها در بخش توليد فرهنگي کشور نيز نشان مي‌دهد که ماهنوز قادر به سيراب‌کردن عطش نيازهاي داخلي کشور نيستيم وگرنه دغدغه تصاوير ماهواره‌اي خارجي نبايد الان آنقدرها جدي مي‌بود. در عوض بجاي 3 مولفه مذکور، ما يک ويژگي قوي ديگر داريم و آن بعد سياسي و ايدئولوژيک است. شايد وجود ميليونها مخاطب مسلمان وآزاده در سراسر جهان پتانسيلي باشد براي شنيدن پيام ايران.
اما در اين بخش نيز نياز به توليد پيام و محتواي متناسب داريم که لازمه آن نيروي انساني ماهر در تمام بخش‌هاي رسانه‌اي و توليدات رسانه‌اي است.
در كنار تمام اين مباحث بايد به محدوديتهاي قانوني موجود در كشور اشاره كرد . وقتي ما هنوز در داخل به شبكه هاي تلويزيوني مستقل مثل شبكه صبا اجازه فعاليت نمي دهيم و يا بر روي شبكه هايي مثل هما و مهاجر پارازيت مي اندازيم چطور انتظار داريم شبكه هايي پر محتوا و بالنده و داراي پيام براي مردمان آن سوي مرزها راه بيندازيم ؟ جايگاه بخش خصوصي و مردم در اين ميان كجاست ؟ آيا قرار است همان طور كه راديو و تلويزيون در حيطه دولت و حاكميت اداره مي شوند شبكه هاي فرامرزي نيز در همين چارچوب ايجاد شوند و فعاليت كنند ؟ آيا بخش دولتي چنين پتانسيل ، بودجه و نيروي انساني دارد ؟
با وجود همه موانع و مشکلات موجود، ايران وايرانيان توانمنديهاي بالقوه فراواني دارند که بايد از آنها استفاده کرد، وجود نسل جوان متخصص و پرشور و مبتکر، همزماني دريافت و بهره‌گيري از فناوريهاي نوين همچون ICT، تربيت نسل جديدي از متخصصان ارتباطات و رسانه در ايران و رويکرد مثبت دانشگاهها ومراکز تحقيقاتي و پژوهش رسانه‌اي به موضوعات مهمي همچون رسانه‌هاي جهاني مي‌تواند نويد دهنده حرکتهاي مثبت درآينده باشد.
از اين زاويه شايد بتوان به سخنان سعيد ابوطالب با ديد مثبت نگريست و بتوان اميدوار بود که با پشتوانه نهاد قانونگذاري کشور، فرآيندهاي جديدي را در عرصه توليدات رسانه‌اي در سطح بين‌المللي، ايجاد کرد.

April 28, 2006 03:08 PM | TrackBack
نظرها
فرستادن نظر









مشخصات را بخاطر بیاور؟