مهاجرت نخبگان زمينه ساز انتقال ژن هاي هوشمند
فناوري اطلاعات
؛سالانه شاهد خروج صدها نخبه از كشور هستيم، سرمايه هايي انساني كه خروج آنها معادل خروج ميلياردها دلار سرمايه از كشور است. تبعات پديده فرار مغزها از هر منظري كه به آن نگاه كنيم، نگران كننده و جدي است. با اين حال به گفته يك پژوهشگر برجسته ايراني تبعات ويرانگري كه همگان براي اين پديده برمي شمارند، تنها لايه اي سطحي از اثرات و تهديدات عميق اين پديده مخرب است. دكتر زلفي گل، دانشمند بين المللي منتخب موسسه ISI، استاد دانشگاه همدان و مدير سابق بنياد نخبگان در مورد «مهاجرت ژن هاي هوشمند» در نتيجه فرار مغزها هشدار داده است. به گفته وي، در فرايند مهاجرت نخبگان نه تنها متخصصان كشور كه ثروت ملي محسوب مي شوند، از دست مي روند بلكه پس از گذشت قرن ها از نظر ژنتيكي كشورهاي نخبه پذير (مقصد) به جوامع نخبه تبديل مي شوند و درصد ژن هاي هوشمند آنها به شكل گسترده اي افزايش مي يابد.
از اين رو آنها در زمينه توليد علم و فناوري همچنان پيشتاز خواهند بود و در مقابل كشورهاي نخبه گريز (مبداء) روز به روز فقيرتر و وابسته تر مي شوند. براين اساس بايد اصطلاح فرار مغزها Brain Drain را با عبارت مهاجرت ژن هاي هوشمند Brainy Genes Migration" جايگزين كنيم. در اين زمينه با دكتر زلفي گل گفتگويي انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد:
- منظور از مهاجرت ژن هاي هوشمند چيست؟
اين يك اصل علمي ثابت شده است كه ژن ها اطلاعات وراثتي را از نسلي به نسل ديگر منتقل مي كنند و هوش و استعداد نيز كه امري ژنتيكي است همراه با ژن ها انتقال مي يابد. نبوغ و نخبگي تحت تاثير دو عامل مهم وراثت (ويژگي هاي ژنتيكي) و محيط حاصل مي شود. بنابراين با خروج هر نخبه، در واقع يك ژنوم هوشمند از كشور خارج مي شود. فرد نخبه با زندگي در كشوري ديگر و ازدواج و توليد نسل در آنجا به تكثير ژن هاي هوشمند آن كشور كمك مي كند. بنابراين به تدريج درصد ژن هاي هوشمند جوامع نخبه پذير افزايش مي يابد و در طولاني مدت و پس از گذشت سال ها، اختلاف فاحش ژنتيكي بين كشورهاي نخبه پذير و نخبه گريز ايجاد خواهد شد.
- آيا مهاجرت موقت نخبگان براي كسب و انتقال علم، فن و تجربه نيز منجر به مهاجرت ژن هاي هوشمند مي شود؟
خير، چنين مهاجرت ها و يا در واقع مسافرت هايي در راستاي توسعه پايدار كشور و از ضروريات تعامل واقعي با پديده جهاني شدن و رسيدن به توسعه علمي است.
- ميزان اثرگذاري نخبگان در توسعه پايدار هر كشور چقدر است؟
نخبگان و متخصصان هر كشور را به حق بايد ثروت ملي آن سرزمين به شمار آورد. پديده مهاجرت نخبگان و متخصصان به خارج از مرزها، به دليل تاثيري كه در فرايند توسعه و نيز تخريب اعتبار ملي و تغيير نسل هاي آينده دارد، قابل تامل و مطالعه است. به همين دليل آثار و تبعات فرهنگي، رواني و سياسي مهاجرت نخبگان براي كشور ما به صورت يك نگراني و دل مشغولي جدي درآمده است چرا كه مسئولان در تلاش براي استقرار الگوي جديدي در مديريت جامعه بر پايه دين هستند و توسعه علمي كشور وبالندگي مراكز و نهادهاي آموزشي و پژوهشي را از لوازم استحكام بنيان هاي امنيت ملي و سربلندي كشور مي دانند به ويژه آن كه براي كشور ما منابع انساني توسعه در زمره سرمايه ها و مزيت هاي اساسي است و آسيب پذيري آن تهديدي بزرگ براي حال و آينده جامعه مي باشد. بهره گيري از نخبگان علمي سرعت رسيدنبه توسعه را افزايش مي دهد. بنابراين ايجاد شرايط مادي و معنوي مناسب براي حفظ، پاسداشت و كرامت فرزانگان، دانشمندان، انديشمندان، قهرمانان ورزشي و هنري و در يك كلام نخبگان جامعه از مهم ترين وظايف مردم، حكومت و دولتمردان جامعه است. در مورد اين حقيقت كه مهاجرت مغزها تعادل جهاني را به هم مي زند و باعث مي شود كشورهاي فقير همچنان فقير باقي بمانند، اجماع بين المللي وجود دارد.
- نخبگان بر فرهنگ يك جامعه و صدور آن به جوامع ديگر چه تاثيري مي گذارند؟
فرهنگ جديد و نو با توليد علم و فن جديد حاصل مي شود، يعني محصول فيزيكي و توليدي حاصل از علم و فناوري نوين به همراه خود فرهنگ استفاده جديد را نيز متولد مي كند. به عبارت ديگر كالاهاي توليد هر كشور براساس فرهنگ همان كشور توليد مي شود، بنابراين هر كشور با صدور كالاهاي خود به ديگر كشورها، فرهنگ خود را نيز صادر و به مرور زمان فرهنگ خويش را با فرهنگ آن كشورها جايگزين مي كند.نخبگان عامل ظهور علوم و فناوري هاي جديدند و نقشي به مراتب مهم تر از رايانه بر زندگي بشر دارند. كشف فناوري هاي نوين در واقع آينده كشورها را بيمه مي كند، بنابراين كشورهايي كه دانشمندان و انديشمندان بيشتري را پذيرا باشند، رهبري جهان آينده را در دست خواهند داشت. در واقع براي رهبري آينده جهان، نيازي به قدرت نظامي از جمله بمب اتمي و تكنيك ها و تاكتيك هاي نظامي پيشرفته نيست. زيرا قدرتمندترين ابزار براي تغيير و دگرگون كردن جامعه وجهان،استفاده ازعلم وفناوري است.
- چرا ميزان بيكاري در جوامع نخبه پذير كمتر از ديگر جوامع است؟
نخبگان قادرند علم، فناوري و صنعت جديد و در نتيجه فرصت هاي شغلي تازه براي كشور محل اقامت خود ايجاد كنند. بنابراين با ادامه وضعيت فعلي درصد بيكاري در كشورهاي پيشرفته در همه سطوح بسيار كم مي شود.در واقع بهترين و مطمئن ترين حوزه سرمايه گذاري براي اشتغال زايي و رفع بيكاري در بلندمدت، توجه ويژه به نخبگان، دانشمندان وانديشمندان جامعه است. در غير اين صورت كشورهاي بيگانه از اين نعمت هاي خدادادي حداكثر استفاده را مي كنند و از استعداد، دانايي و توانايي نسل مهاجر در راستاي وابستگي كشور منبع، بهره مي برند. به همين دليل كشورهاي نخبه پذير، نخبگان ديگر كشورها را با هر دين وآييني مي پذيرند و نه تنها از هوش، استعداد و توان آنها در توسعه علمي، فني و صنعتي استفاده مي كنند بلكه ذخاير ژن هاي هوشمند خود را نيز براي نسل هاي آتي افزايش مي دهند به عبارت ديگر به طور كاملا طبيعي و با حركتي خزنده اصلاح ژنتيكي انجام مي دهند.افزايش شمار نخبگان در هر جامعه حتي منجر به تقويت اصول اخلاقي و باورهاي ديني مي شود. اكثريت قابل توجهي از نخبگان به دليل هوش و استعداد سرشار، از نظر معنوي و اخلاقي، نوعي الگوي عملي براي اقشار مختلف محسوب مي شوند و معمولا نيز ارتباطات عميقي با خداوند دارند.
-چه عواملي باعث مهاجرت ژن هاي هوشمند مي شود؟
نبود كارايي علمي و فني براي سطوح عالي نخبگان، نبود امكان كسب علم و دانش مورد علاقه براي نخبگان همراه با دريافت حمايت مالي، تامين نبودن امكانات زندگي در شأن نخبگي و قابل مقايسه نبودن آن با حقوق و شرايط رفاهي كشورهاي نخبه پذير، كمبود بودجه امكانات و ملزومات تحقيق و پژوهش. همچنين بي ثباتي رديف هاي حمايتي بودجه هاي پژوهشي، برخوردهاي سليقه اي با پژوهش و پژوهشگر در سطح كلان كشوري و بي توجهي به پژوهش هاي بنيادي از ديگر عوامل ايجادكننده دافعه در كشورهاي نخبه گريز است. به هر حال وظيفه دولتمردان است كه شرايط را براي مهاجرت معكوس ژن ها مهيا كنند. يعني هم نخبگان ايراني مقيم ديگر كشورها و هم نخبگان كشورهاي ديگر را جذب كنند تا ذخيره ژن هاي هوشمند كشور غني تر شود.
-راهكارهاي نخبه پروري و حفظ و به كارگيري نخبگان چيست؟
گفتگو بين مردم و نخبگان علمي براي تقويت نظام ارزشي علم و گسترش درك عمومي از علم و فناوري، پيشبرد برنامه هاي آموزشي و پژوهشي به دست نخبگان علمي، حمايت سخاوتمندانه از فعاليت هاي علمي و پژوهشي، استقرار مغزها از طريق افزايش جذابيت هاي كاري و محيطي، تقويت جدي مقاطع تحصيلات تكميلي و حمايت در ابعاد مختلف مادي و معنوي.
January 13, 2007 09:04 AM
|
TrackBack