طرح ساماندهي وبلاگها و وبسايتها
اينترنت در ايران
طرح ساماندهي وبلاگها و وبسايتها ضربهاي است كه معادلات توليد محتوا در فضاي اينترنت ايراني را برهم ميزند.
طبق قانون اساسي، دولت نميتواند هيچ آييننامهاي را بدون استناد، به قانون مصوب مجلس تصويب كند، ولي همان طور كه در آييننامهي ساماندهي وبلاگها و وب سايتها آمده، اين آييننامه مستند به هيچ قانون مصوب مجلس نيست.
اولين اشكال مهم اين طرح آن است كه دولت با پيش دستي، در يك اقدام شتاب زده، پيش از آن كه مجلس قانوني را در اين زمينه بگذارد، به اجراي آيين نامه اقدام كرده است. در حالي كه اين آيين نامه ميتوانست پيش نويس يك لايحهي قانوني براي ارايهي به مجلس باشد و مجلس پس از بحثهاي كارشناسي، آن را تصويب و به دولت ابلاغ كند. اما دولت با يك رويهي ضربتي در اين مورد خاص، پيش از مصوبه مجلس، آيين نامهاي را تصويب و اجرا كرده است.
از بعد داخلي، اين آيين نامه افرادي كه مشكلي با سيستم ندارند را رو در روي سيستم قرار ميدهد، در حالي كه از ميان صد هزار وبلاگ نويس فعال دركشور، ممكن است در صد محدودي مصداق تخلف انتشارات در بحث وبلاگها باشند، ولي براي يافتن اين چند نفر، نبايد كل جامعهي وبلاگ نويسي را كه در رشتههاي متعدد و فراوان توليد محتوا ميكنند، رو در روي سيستم قرار داد و همه را موظف به ثبت و ضبط محتوا و اطلاعات كرد. به جاي اين بهتر بود كه دولت با استفاده از ابزارهاي كنترل نامحسوس، وبلاگها و وب سايتهاي داراي مشكل را شناسايي ميكرد.
در اين آيين نامه، آخرين ابزار و اهرم فشار بر وبلاگها و وب سايتهاي مختلف، فيلتركردن آنهاست، در حالي كه اكنون نيز اين كار انجام ميشود، به اين ترتيب رو در رو قرار دادن ساير افرادي كه در جريان سالم وبلاگ نويسي هستند، با سيستم يك خطاي فاحش است.
از بعد بين المللي نيز اين آيين نامه، ميتواند اهرم و بهانهاي شود براي آن كه كشورهاي خارجي، ايران را به نقض آزاديهاي سياسي، آزادي بيان و مطبوعات در داخل كشور متهم كنند.در كدام كشور دنيا، به جز چند كشور محدود، چنين روشي براي وبلاگها و محتواهاي اينترنتي دنبال ميشود؟ به طور قطع، ضررهاي اين موضوع به لحاظ تصويرسازي نامطلوب از ايران در دنيا، قابل توجه است.
نحوه اجرا و اعمال اين آيين نامه داراي نقايص متعدد تكنيكي، امنيتي و حرفهاي است. هاستينگ اين سايت داخلي نيست كه حتي اگر از داخل هم بود، عملا اين احتمال وجود دارد كه اسرار حرفهاي شركتهاي تجاري و بخشهاي خصوصي و دولتي و سايتهاي شخصي در اختيار افراد متعددي قرار گيرد كه مجاز به دسترسي به آنها نباشند.
ادامهي اين جريان نه تنها منجر به شفاف شدن هويت توليد كنندگان محتوا در اينترنت و وبلاگها نميشود، بلكه افراد را به سمت سرورهاي خارجي كوچ ميدهد و به اين ترتيب وب سايتهاي خارج از كشور، معادلهي توليد محتوا را به نفع ايرانيان خارج از كشور به هم ميزند.
وبلاگ متعلق به حوزهي عموميجامعه است كه قابل كنترل نيست، كنترل وبلاگها يعني كنترل هر حرفي بين مردم در فضاي شفاهي جامعه و ثبت دفترچهي يادداشتها در يك نهاد دولتي، وبلاگ مثل روزنامه نيست كه همانند روند مطبوعات و روزنامههاي رسمي، اين مراحل و آيين نامهها را طي كند.
در افتادن با اين بخش از فضاي عموميجامعه، منجر به تضعيف فرهنگ مكتوب و الكترونيكي در كشور ميشود و فضا را به سمت شايعات و فرهنگ شفاهي و همچنين گفتوگوهاي غير مكتوب سوق ميدهد.
January 6, 2007 03:21 PM
|
TrackBack