English     رسانه     کتابها     عکس     درباره     تماس    

دوشنبه، ۱۴ شهریورماه ۱۳۸۴

گزارش سفر به عراق (7)

مقالات سياسي

مشاهدات در بغداد
چهارشنبه 20/12/82
شب قبل در هتل قصر العرب در مركز بغداد اقامت كرده و صبح امروز مصاحبه اي مطبوعاتي با حضور حسن كاظمي قمي كاردار ايران در عراق برگزار كرده بوديم . برنامه هاي اولين روز ما در بغداد بسيار فشرده بود
49f0.jpg

دو نشست تخصصي با حضور عباس جعفري و خلیل نعيمي ( که 3 هفته بعد در بغداد شهید شد )كارشناسان سياسي و رسانه اي سفارت و يك مصاحبه مطبوعاتي با كاردار و يك كنفرانس مطبوعاتي با احمد چلبي رييس كنگره ملي عراق و زيارت حرم مطهر امام موسي كاظم و امام جواد عليه السلام در كاظمين ،برنامه هاي اين روز هيأت رسانه اي ايران را تشكيل مي دادند .
ما بدون اينكه ناهار بخوريم عازم كاظمين شديم . حرم دو امام همام شيعيان در كاظمين كه چسبيده به بغداد است قرار دارد درست شبيه شهر ري و تهران .
كاظمين در شمال غربي بغداد قرار دارد . اتفاقاً كاظمين بسيار شبيه حرم شاه عبدالعظيم در شهر ري است با همان بازارچه هاي سنتي و همان حال و هوا .
زيارت بسيار خوبي كرديم به خاطر انفجارهاي روز عاشورا ، تمام زائرين بازرسي بدني مي شدند و ما دوربين هاي خود را به قسمت امانات تحويل داديم . فقر ، چهره خود را در سراسر عراق به خوبي نشان مي دهد و اين مسأله در اطراف حرم نيز به خوبي نمايان است . ساعت 4 عصر به بغداد بازگشته و بلافاصله عازم دفتر كار چلبي شديم .
يكي از جملات قمي ، هنوز توي گوشم هست :
« صدام فرو ريخت چون حكومت پوسيده اي داشت و بين دولت و ملت شكاف ايجاد شده بود »
صدام ديگر براي مردم عراق مرده است هر چند او ذليلانه در يك بازداشتگاه در مركز بغداد نگهداري مي شود . ديگر نه عكس و نه تصويري از صدام در عراق ديده نمي شود .
حضور شيعيان در بغداد را با پرچم ها و پارچه نوشته هايي درباره محرم و در سوگ حضرت اباعبدالله الحسين مي توان احساس كرد . پارچه هايي كه بر روي آن نوشته شده : ان الحسين مصباح المهدي و سفينه النجاه ، سيد شباب اهل الجنه .
چند صحنه در بغداد برايم جالب بود : مردي كه با موبايل صحبت مي كرد ّ ( چون به ما گفتند كه بغداد موبايل ندارد ) ، گاوي كه كنار خيابان مشغول چرا بود و قصابی کردن کنار خیابان .اكثر نيروهاي آمريكايي در ساختمان هايي مستقر هستند كه حالت نيمه مخروبه دارد ، گويا آنها مأموريت دارند از آن محل ها نگهباني كنند .
براي اينكه در پست هاي ايست بازرسي معطل نشويم ، راننده ميني بوس ، خيابان را دور 180 درجه مي زد ، سري كه درد نمي كند دستمال نمي بندند تا به سربازان آمريكايي يا پست هاي بازرسي مي رسيديم بچه ها مي گفتند دوربين ها قلاف ، عكس نگيريد .
در بين راه به مسجدي برخورديم كه گفته مي شود محل تولد حضرت مسيح (ع) است و جالب اينكه يكي از مغازه هاي اين مسجد به نشانه عزادار بودن به طوركامل با پارچه سياه پوشانده شده بود . اين را هم اضافه كنم كه يكي از گنبدهاي دوگانه كاظمين ، با پارچه زرد رنگ بزرگي پوشانده شده بود . در حاشيه برخي خيابان ها اماكني تأسيس شده است كه در و ديوارها و سقف آن از حصير و ني است و در آن جا ،پينگ پونگ و فوتبال دستي بازي مي كنند . چيزي شبيه ويدئو كلوپ هاي خودمان در ايران .
اسم اين اماكن با حروف درشت « كازينو » درج شده است .
تعدادي كافي نت هم در گوشه و كنار شهر بغداد ديديم تفاوت اصلي شهر بغداد با شهري مثل تهران ، وفور آنتن هاي ماهواره است كه در پشت بام ها و بالكن ها ديده مي شود ، كه البته در تهران فقط ديده نمي شود اما احتمالاً وجود دارد ّ
يك شهر بازي كوچك هم در مسير ديديم كه در ساعت 4 عصر تعطيل بود و هيچكس توي آن نبود .
مردي را ديديم كه كنار انبوهي از زباله ها نشسته بود و به اميد پيدا كردن چيزي ، درون آن ها را جستجو مي كرد ّ
تصوير من از بغداد در اولين روز اقمتمان در اين شهر چنين بود :‌
بغداد شهري جنگ زده ، همه جاي اين شهر رنگ و بوي جنگ دارد ، نظامياني كه حضور دارند ، افرادي كه مسلح هستند ، تانك هايي كه در نقاط حساس مستقرند ، ساختمان هاي خراب و پر از تركش موشك و بمب .
با خودم فكر مي كنم واي خدا چقدر اينجا نياز به كار كردن دارد .
همه چيز بايد از نو ساخته شود . جمعيت زيادي بايد كار كند ، دلارهاي فراواني بايد هزينه شود تا وضعيت بهداشت ، وضعيت خدمات عمومي ، مسكن ، اقتصاد و تجارت سامان پيدا كند .
ديدن صحنه ريزش فاضلاب يك آپارتمان از طبقه سوم به داخل پياده رو ، اگر چه براي مغازه ها و ساكنان تحتاني آن آپارتمان خيلي طبيعي بود ، اما ما را شگفت زده مي كرد .
بخش عمده اي از مشكلات بهداشتي اينجا به مسايل فرهنگي هم بر مي گردد .
كوچه اي كه پر از گل و لاي بود ، زباله ها در همه جاي شهر پراكنده اند . گويي بغداد شهرداري و رفتگر ندارد .
بغداد نياز به كاركردن ، نياز به بهداشت ، نياز به شبكه فاضلاب و نياز به سيستم خدمات شهري دارد و شايد نياز به يك كرباسچي ّ
مردي كه پيستوله رنگ در دست ، ستون فرسوده يك ساختمان را رنگ مي زد نمي دانست كه خانه از پاي بست ويران است ، اما همين اندك تلاش و تحرك نشان مي داد كه زنگي شروع شده است تحرك اين مرد را مي توان به رويش اولين جوانه هاي اميد براي ساختن دوباره عراق تشبيه كرد .
پليس راهنمايي و رانندگي در بغداد داراي اونيفورم خاصي نيست و به جز سوتي که در دهان دارد و حركات دست و اشارات او به رانندگان علامت مشخصه ديگري ندارد كه بتوان او را از شهروندان عادي تشخيص داد .
عراقي ها از بوق زدن زياد استفاده مي كنند . بوقهاي اعتراضي بوق عربي و انواع و اقسام تك بوق هاي ديگر ، به قول يكي از بچه ها رانندگان اينجا بدون بوق زدن نمي توانند رانندگي كنند حتي اگر خيابان خلوت و خالي باشد ..
بوق هاي شيپوري خاصي كه يك آهنگ عربي را مي نوزاند بسيار شنيده مي شود .
كمتر ديدم راننده ها با يكديگر حرف بزنند ،‌خيلي خونسرد پشت فرمان نشسته اند و فقط با بوق ، اعتراض خود را به طرف مقابل مي فهمانند .
شماره بلوك هاي ساختمان ها و مجتمع هاي مسكوني بغداد در بالاترين طبقه نوشته شده ، به طوري كه از فاصله دور مي توان فهميد كه بلوك هاي مورد نظر داراي چه شماره اي هستند ، در حاليكه شماره بلوك هاي مجتمع ها در ايران ، عمدتاً در طبقات پائين درج شده و براي فهميدن شماره آن ها حتماً بايد در مقابل آن قرار بگيريد .
نكته جالب توجه براي ما در بغداد اين بود كه تقريباً 100 درصد ساختمان هايي كه در بغداد مورد اصابت موشك قرار گرفته اند ساختمان هاي دولتي هستند ،‌ما هيچ محله يا مجتمع مسكوني يا آپارتمان شخصي را نديديم كه تخريب شده باشم ، در عوض تمام ساختمان هاي بزرگ كه متعلق به وزارتخانه ها بوده اند مورد اصابت قرار گرفته اند ، حتي هتل ها اكثراً سالم هستند .
در مسير حركت به سمت مقر احمد چلبي ، ساختمان و برج مخابرات مركزي بغداد را ديديم كه به طور كامل منهدم شده بود .
برخلاف بسياري از ساختمان هاي دولتي در بغداد كه با موشك و از جهت مقابل هدف قرار داده شده و منهدم شده بودند ،….. ساختمان مخابرات بغداد از بالا و با بمب مورد هدف قرار داده شده بود و بخش اعظم ساختمان فرو ريخته بود .
و كوهي از آهن و سيمان و تراشه هاي فلزي و سيمي ايجاد شده بود . يك تانك آمريكايي در مدخل ساختمان مخروبه مخابرات نگهباني مي داد .
مقر احمد چلبي در منطقه اي خوش آب و هوا در جنوب غربي بغداد قرار دارد ، منطقه اي كه محل سكونت افسران امنيتي رژيم صدام بوده و امكانات مناسبي دارد .

September 5, 2005 03:57 PM
نظرها
فرستادن نظر









مشخصات را بخاطر بیاور؟







Powered by Linkdoni.com