English     رسانه     کتابها     عکس     درباره     تماس    

یکشنبه، ۲۳ مردادماه ۱۳۸۴

گزارش سفر به عراق(3)

مقالات سياسي

ورود به مرز خسروي
ساعت يك بعدازظهر به مرز خسروي رسيديم ، ساختمان بزرگ و شيك
گمرك و حفاظت مرز ، خلوت و خالي از هر جنبنده اي بود .
در بيرون ساختمان چندين كاروان زائران ايراني در حال سوارشدن به اتوبوسهاي ايراني براي عزيمت به شهرهايشان بودند .

اين ها آخرين گروه از زائراني بودند كه پس از انفجارهاي عاشوراي كربلاي امسال ، از عراق باز مي گشتند ، تمام باجه هاي داخل ساختمان تعطيل بود و يكي دو نگهبان ساختمان با مشاهده تيم ما كه با جنب و جوش و انرژي خاصي ، چرخ دستي هاي حامل كيف و اثاثيه خود را به سمت راهروهاي ساختمان حركت مي داديم با تعجب و شگفتي به ما مي نگريستند و مي گفتند :‌كجا ؟ مرز بسته است ّ مگر خبر نداريد ؟‌و ما با شيطنت خاصي پاسخ مي داديم : براي ما باز است ّ
بار و بنه را توي سالن ولو كرده و هر كس به اين طرف و آن طرف پراكنده شد ، يكي براي تلفن زدن ،‌يكي براي نماز خواندن و برخي هم براي سرك كشيدن به مرز عراق .
تقريباً 3 ساعت داخل ساختمان گمرك بوديم ، پس از كلي هماهنگي و تلفن زدن و نامه نگاري و تلاش ، بالاخره آقاي نعيمي از كارشناسان سفارت ايران در عراق به ساختمان گمرك آمد و تيم را همراهي كرد تا وارد مرز عراق شديم .(آقای نعیمی تقریبا 3 هفته بعد از سفر ما به عراق در مقابل سفارت ایارن در بغداد شهید شد)
در آخرين لحظات باز هم يك افسر امنيتي عراق مانع ورود ما از دروازه ورودي نقطه صفر شد ، ليستي كه در دست وي بود با اسامي پاسپورتهاي ما نمي خواند ، چرا كه 4 نفر در ليست جابجا شده بودند ، صحبت از بازگشت احتمالي آن 4 نفر بود ، ما گفتيم اگر قرار باشد 4 نفر برگردند ، همه بر مي گرديم ّ

August 14, 2005 03:18 PM
نظرها
فرستادن نظر









مشخصات را بخاطر بیاور؟







Powered by Linkdoni.com