غزالی از مدیر مسوولی روزنامه خراسان کناره گرفت
مقالات سياسي
خداحافظ خراسان- حسين غزالي

چو قسمت ازليبي حضور ما کردند
گر اندکي نه به وفق رضاست خرده مگير
پس از 14 سال در سه دوره پرفراز و نشيب و چالش، در حاليکه مجذوب حرفه خبرنگاري شدهام مسئوليت (خراسان) را واگذار و با خوانندگان اين روزنامه خداحافظي ميکنم
گرچه از سه سال قبل که سردبير معرفي شد کار من سبک شده بود، با اين همه در افکار عمومي و از منظر قانوني مسئوليت به عهده اينجانب بوده است. نگاه به فعاليت هاي قبل از پيروزي انقلاب نياز به فرصت ديگر دارد، اما بعد از پيروزي انقلاب عمده مسئوليتهاي اينجانب در استان خراسان در کميته انقلاب، سياسي عقيدتي نيروهاي مسلح استان، دادستاني ارتش، معاونت فرماندهي سپاه، فرماندهي سپاه ناحيه 4 و حضور در چندين عمليات جنگي، اداره اطلاعات استان، دفتر تبليغات قم، مجله حوزه قم، سازمان تبليغات استان، بنياد شهيد استان، مجله انديشه حوزه و سرانجام در تاريخ 10/7/70 مسئوليت روزنامه خراسان بوده است.
ارائه فهرستي از آنچه در دوران چهارده سال و در ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي اتفاق افتاده است در اين نوشته ملالآور است، اما ارائه فهرستي از وضعيت روزنامه در سال 70 براي مقايسه با وضعيت روزنامه در سال 84 ميسر و لازم است.
وضعيت روزنامه در سال 70 از نظر چاپ و پيش از چاپ، زمين و ساختمان سازمان و سيستم مالي و اداري پرسنل، تيراژ تعداد صفحات، کيفيت چاپ.
امکانات پيش از چاپ روزنامه در سال 70 امکانات حروفچيني و صفحهبندي سرب بوده است و امکانات چاپ، محدود به يک دستگاه چاپ روللترپرس 8 صفحه سياه و سفيد. روشن است با حروفچيني و صفحهبندي سرب و چاپ لترپرس کيفيت چاپ چه بوده است. ساختمان روزنامه، منحصر به ساختماني محدود و قديمي بود که مجموعه اداري، فني و تحريريه در همين ساختمان هاي مخروبه مستقر بود. در تهران هم يک آپارتمان قديمي و استيجاري داشتند که دفتر مستقر بوده است. از نظر سازمان و تشکيلات، گرچه روزنامه داراي طرح طبقهبندي مشاغل يا چارت تشکيلاتي بود، اما ارائه يک روزنامه مناسب با شرايط روز با آن چارت و طرح طبقهبندي ميسر نبود. روزنامه نزديک به 150 پرسنل داشت که چند نفر بيشتر داراي تحصيل عاليه نبودند. درآمد روزنامه بسيار کم بود و براي تامين هزينههاي جاري و توسعه لازم، نياز به درآمدي چند برابر بود.
و اکنون در سال 84 از نظر چاپ، روزنامه داراي دستگاه چاپي است که 8 صفحه روزنامه چهار رنگ رو و چهار رنگ زير و هر ساعت 30 هزار تيراژ و با کيفيت بسيار بالا چاپ ميکند. تا پايان سال 83، چهار رنگ رو و سه رنگ زير داشتيم و با گذشت ده سال از عمر دستگاه، افت کيفيت وجود داشت که در اوايل سال 83 در قالب يک قرارداد، يک يونيت به سيستم اضافه شد و سيستم قبلي هم (اور) شد که تا ده سال آينده مشکلي براي چاپ نخواهيم داشت و سيستم پيش از چاپ روزنامه يکي از کارآمدترين سيستمهاي پيش از چاپ در روزنامههاست که مجموعه امکانات دستيابي به اخبار و اطلاعات و انتقال با سرعت بالا را ميسر کرده است.
محل استقرار نيروها و امکانات در مقايسه با سال 70 بسيار توسعه يافته است. دو سالن بزرگ و ساختماني در 4 طبقه در محل کنوني بلوار سازمان آب ساخته شده است. در تهران، دو ساختمان خريداري شد. يکي حاشيه شهيد بهشتي و ديگري با قدري فاصله از خيابان. در جاده شانديز، 5 هزار مترزمين خريداري و سوله براي انبار کاغذ و استقرار آرشيو ساخته شده است. سازمان اداري و تحريريه روزنامه تحول اساسي يافته است و براي حسابداري سيستم تهيه شد و روزنامه داراي بودجه است و اکنون پرسنل روزنامه نزديک 300 نفرند که عمده آنها داراي تحصيل دانشگاهي و حوزوي هستند و روزنامه خبرنگاران حرفهاي و نويسندگان قوي دارد.
و درآمدهاي روزنامه در اين دوران همواره براي تامين هزينه و سرمايهگذاري هاي لازم کافي بوده است و روزنامه توانسته بدون دريافت هيچ گونه کمکي، هزينههاي سنگين براي تيراژهاي بالا را تامين کند و به وضع رفاه نسبي کارکنان خود هم برسد و همواره در حال توسعه باشد.
تيراژ روزنامه در تاريخ 10/7/70 بين 15 تا 17 هزار در نوسان بوده است. صفحات به تعداد 8 صفحه سياه و سفيد چاپ مي شده است.
و اکنون در سال 84 تيراژ روزنامه، چندين برابر سال 70 است و تعداد صفحات خراسان سراسري 16 صفحه قطع بزرگ، خراسان نيازمنديها 16 صفحه قطع کوچک، خراسان جنوبي 4 صفحه قطع بزرگ و هفتهاي سه روز، خراسان شمالي 4 صفحه قطع بزرگ و هفتهاي 2 روز، خراسان رضوي 4 صفحه هر روز در قطع بزرگ چاپ و منتشر مي شود.
از زمان تقسيم استان خراسان، براي جلوگيري از افت روزنامه با توجه به رقابتهاي زياد، روزنامه براي سه استان طراحي شد و نيرو و امکانات فراهم شد و با سرعت، سه روزنامه براي سه استان منتشر شد که اين هم از توفيقهاي الهي بود و نه تنها از افت تيراژ روزنامه جلوگيري کرد بلکه موجب افزايش تيراژ شد.
چاپ همزمان روزنامه در تهران از سال 77شروع و در تهران و استانهاي ديگر منشر مي شود.
در پايان نگاهي به محتواي روزنامه مهم است.
مهمترين جهت توسعه محتوايي ترسيم شده براي روزنامه اطلاعرساني بوده است. در روزنامه تاکيد بوده است که ما بايد بتوانيم اخبار کشور، جهان و آنچه در اطراف کشور بزرگ ايران اتفاق ميافتد با توجه به مصالح و منافع کشور و انقلاب تنظيم و به اطلاع مردم برسانيم. سعي بوده است که اين اخبار بدون رنگآميزي و کوچک و بزرگ کردن و متناسب با ارزش خبري در روزنامه درج شود و سعي کرديم که از خبرسازي و حمايت خاص از اين گروه و يا آن باند پرهيز کنيم و از کوچک و بزرگ کردن خبر و سانسور آن نيز بپرهيزيم کنيم. مگر براي حفظ مصالح و منافع انقلاب و کشور، کارهاي فوق لازم باشد که در اين موارد و در حد فهم انجام شده است.
اولويت بعدي تبيين ناهنجاري هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي جهت تضعيف و پايان دادن به اين ناهنجاري ها و بعد تبيين هنجارهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي جهت تقويت آنها بوده است.
اولويت ديگر، انجام کارهايي براي رشد اعتقادات ديني مردم، رشد علم و دانش، رشد ايثار و شهادت و ساير فضايل و ارزشها بوده است و آخرين نکته اينکه» روزنامه بيشتر از هر چيز به تبيين مشکلات اجتماعي و معيشتي مردم پرداخته است و سعي کرده که از اقشار ضعيف، تحت واژه قرآني مستضعفين همواره حمايت کند. از مردم مظلوم روستاهاي ايران همواره حمايت کرديم.
در پايان به اين نکته اعتراف ميکنم که کاري به اين بزرگي با خطا و نسيان انسانهايي چون من همراه است. اميدوارم خداوند بر من ببخشايد، چه اينکه خود ميدانم نيت خير داشتهام والاعمال بالنيات است و از مردم بزرگ خراسان و کشور انتظار دارم مرا از دعاي خير فراموش نکنند که همواره به دنبال اعتلاي مردم و کشور بودهام.
از برادران خوب و کارکنان روزنامه که سخت به آنها الفت گرفته بودم، انتظار دارم از سختگيريهاي ملالآورم بگذرند و از برادران تحريريه انتظار دارم از پرگوييهاي هميشگي و خستگيآور درگذرند. گرچه من عضو هيئت امناي موسسه هستم و اين مسئوليت هنوز باقي است و اميدوارم بتوانم درخدمت برادران باشم. والسلام علي من اتبع الهدي
August 1, 2005 02:09 PM