مشکلات و جايگاه صنعت نرمافزار در ايران
فناوري اطلاعات
در گفتگوي خراسان با رئيس کميته IT دفتر فناوريهاي رياست جمهوري مطرح شد
مشکلات و جايگاه صنعت نرمافزار در ايران
طاهره ساعدي
صنعت نرمافزار يکي از سودآورترين صنايع کنوني جهان است که به دليل تکيه برمغز و نيروي فکر ارزش افزودهاي معادل تقريبا صد در صد براي توليدکننده آن به ارمغان ميآورد تا جايي که برخي از صاحبنظران از صنعت نرمافزار به عنوان «مغزافزار» نام بردهاند. اين شايد يکي از پيشرفتهترين صنايع متکي بر فناوري اطلاعات باشد که ايرانيان باتکيه برهوشمندي و ضريب هوشي بالاي خود پتانسيل رشد و توسعه شتابان در آن را
دارند اما به راستي وضعيت صنعت نرمافزار درايران چگونه است و چه موانع و مشکلاتي فراروي اين صنعت قرار دارد، راهکارهاي مشخص و راهبردي براي حل اين مشکلات کدامند؟
براي پي بردن به پاسخ اين سوءالات خبرنگار گروه دانش و فناوري روزنامه خراسان گفتگويي با دکتر سيدعلي اکرميفر رئيس کميته IT دفتر فناوريهاي رياست جمهوريانجام داده است که در پي ميآيد.
ويژگيهاي صنعت نرمافزار چيست و اين صنعت چه تفاوتي باديگر صنايع دارد؟
نرمافزارها به خاطر ويژگيهاي خود تفاوتهايي با ساير محصولات سختافزاري دارند از جمله تکثير راحت و
درد ست قرار دادن آنها، انتقال راحت، طول عمر کوتاه به گونهاي که در مدتي کوتاه نسلي از نرمافزارها از
رده خارج و نسلي ديگر جايگزين آنها ميشوند.علاوه برويژگيهاي محصولي که ذکر شد صنعت نرمافزار نيز خصوصياتي داردکهآن را متمايز ميکند. اين صنعت يک صنعت فکري است و در واقع فکر و نيروي انساني دانشمحور اساس توليد آن است. ويژگي دوم را ميتوان ارزان و در دسترس بودن بستر کاري آن عنوان کرد چرا
که همانند خيلي از صنايع براي شروع احتياج به خط توليد و تجهيزات و مکان بسيار بزرگ و سرمايهگذاريهاي
هنگفت ندارد وحتي 2 تا 3 نفر در مکاني بسيار کوچک جمع شده و شروع به توليد ميکنند. اصطلاحا گفته ميشود
ايدههاي بزرگ از يک گاراژ شکل ميگيرد. ويژگي ديگر اين صنعت عدم نياز به مرحله به اصطلاح کارخانهسازي (manufactaring) است به عنوان مثال براي راهاندازي خط توليد يک خودرو ابتدا بايد يک خودرو به طور آزمايشي توليد شود و سپس کارخانهاي براي توليد انبوه ساخته ميشود اما ساخت نسخههاي بعدي يک نرمافزار نياز به لوازم خاصي ندارد و به راحتي قابل تکثير است.
از سوي ديگر به خاطر توسعه سريع IT و نياز روزافزون دنيا به نرمافزار، رونق شغلي دراين حيطه روز به روز در حال افزايش است. دراين راستا بايد متذکر شد که مهمترين ويژگي اين صنعت مبتني بودن آن بر
فکر و خلاقيت است.
جايگاه کنوني اين صنعت در کشور چگونه است؟
بعد از ورود کامپيوتر به بازار کشور، شرکتهايي نيز به وجود آمدند که دراين حوزه کار کرده و توليدکننده نرمافزار بودند و تا حدي نياز کشور را رفع ميکردند، البته اين خدمات گسترده نبود و در بخشهايي از قبيل خدمات تبديل سيستمهاي انگليسي به فارسي انجام ميشد اما با ايجاد شبکه جهاني اينترنت و ورود آن به کشور نيازها نيز به سمت و سوي وب و اينترنت تغيير جهت دادند و نتيجتا شرکتهاي جديدي براي رفع اين نيازها ايجاد شد از نظر نهادهاي موثر براين صنعت نيز ميتوان به انجمن شرکتهاي انفورماتيک از سوي جمعي از شرکتهاي بخش خصوصي و سازمانهاي دولتي از جمله شوراي عالي انفورماتيک و وزارت صنايع (سازمان صنايع نوين)اشاره کرد.
سياستهاي حمايتي دولت براين صنعت چگونه اعمال ميشود؟
دولت براي حمايت از اين صنعت بايد راهکارهايي را دنبال کند، يکي از اينحمايتها، حمايتهاي مالي است، قطعا
تعدادي از ايدههاي خلاقي که ميتوانند بخش اصلي صنعت را به دست گيرند در ابتدا نياز به يک حمايت حداقلي دارند که البته در سالهاي گذشته اين حمايت به روشهاي مختلف ولي به صورت غيربرنامهريزي شده صورت ميگرفته است مانند حمايت از نخبگان در اين حوزه، يا حمايت تکفا در 3 سال اخير از ايدههاي شکل گرفته در حوزه نرمافزار، حمايت شوراي عالي انفورماتيک از شرکتها ولي همانطور که گفته شد اين حمايت هدفدار و داراي سمت و سوي خاصي نبود. يکي ديگر از سياستهاي حمايتي، حمايتهاي قانوني است. در ويژگيهاي اين
محصول گفته شد که به راحتي کپي ميشود اين خصوصيت از يک سو يک حسن محسوب ميشود چون نياز به سرمايهگذاري در ملزومات ديگر در خط توليد ندارد اما از سوي ديگر يک نقطه ضعف آن نيز به شمار
ميرود چرا که سوء استفادهکنندگان ميتوانند آن را مورد بهرهبرداري قراردهند. قانون کپي رايت در اين زمينه کارايي دارد، در سال 79، اين قانون توسط مجلس (کپي رايت داخلي) براي حمايت از مالکيت معنوي
در داخل کشور تصويب شد که البته دراجرا با مشکلاتي روبرو شد. ولي در عمل شوراي عالي انفورماتيک مکانيزمي را ايجاد کرده که اگر شاکي وجود داشته باشد باتوجه به اين قانون پيگيري ميشود. البته آييننامه اجرايي آن سال گذشته پس از 4 سال به تصويب رسيد.
بحث ديگر بحث بازار است. هرچه بازار کشش و تنوع بيشتري داشته باشد باعث رونق بيشتر اين صنعت ميشود بنابراين يک نوع حمايت از اين صنعت شفافسازي و حمايت از بازار است اما مشکلي که وجود دارد اين است که کشورهاي ديگر بيکار نبودهاند و در بسياري از زمينههاي نرمافزاري پيشقدم شده و باعث شدهاند عليرغم تقويت بازارهاي داخلي شرکتهاي ما به جاي توليد به سمت واسطهگري سوق داده شوند و درواقع شايد بتوان گفت حکم بازاريابي براي شرکتهاي خارجي را پيدا کردهاند. نهادسازي و ايجاد نهادهاي مدني براي حرکت هماهنگ و جهتدار اين صنعت نوعي ديگر از حمايتها است که البته در حوزه توليد 2 تا 3 نهاد تشکيل شده است.
در مجموع ميتوان گفت سياستهاي حمايتي تا حدودي انجام ميشود
. مشکلاتي که بر سر راه توليد وتوسعه اين صنعت وجود دارند کدامند؟
يکي از مشکلات اساسي اين است که اولويتهاي کشوردر اين زمينه شکل نگرفتهاند. به عنوان مثال بستر صنعت نرمافزار آمريکا که در حوزه پکيج است به گونهاي است که فرد با يک ايده شرکتي را ايجاد ميکند که پس از 2سال جزو 100 شرکت برتر دنيا ميشود. اولويتسازي باعث شده به عنوان مثال ژاپن در زمينه نرمافزارهاي بازي و يا کشوري ديگر در زمينه نرمافزارهاي امنيتي سرآمد ديگر کشورها شود. در کشور ما چون اولويت سنجي نشده قطبي هم شکل نگرفته است ما بايد شرکتها و قطبهايي داشته باشيم که فرامليتي باشند و مشتري آنها فقط داخلي نباشد. در اينجا بد نيست که صنعت توليد انيميشن را که يک کار خدمات نرمافزاري يا فکري است در نظر بگيريم. هر دقيقه توليد انيميشن در ايران 350 دلار به فروش ميرسد در حالي که بهاي هر دقيقه انيميشن توليدي والت ديسني برابر با 8 دلار است علت اين اختلاف زياد باتوجه به کيفيت خوب توليدات والت ديسني يکي اين است که خود را تبديل به يک قطب توليد نموده و ديگر اينکه بازار را جهاني کرده است و ميتواند هزينهها را سرشکن کند. توليدات ما به صورت بسيار محدود فروش ميرود در حالي که محصولات والت ديسني درهمه کشورها خريدار دارد. کار بعضي از شرکتهاي نرمافزاري درايران به سوي خدمات وب و طراحي صفحه پيش رفته و برخي ديگر به سمت واسطهگري جهت پيدا کردهاند به عنوان مثال در استان فارس يک شرکت از بودجه تکفا به 13 سازمان دولتي يک آنتي ويروس خارجي را وارد و فروخته و شرکت ازحالت توليدي خارج شده است. در واقع ميتوان گفت سياستي براي هدايت اين صنعت وجود ندارد و وحدت سياست و هدفگيري متمرکزي براي آن ديده نميشود.يکي ديگر ازمشکلات اين صنعت اين است که همه، همهکارهاند يعني شرکتها اختصاصي نشدهاند و هر کاري را انجام ميدهند، تخصصي شدن باعث کاهش هزينهها ميشود.خرد بودن شرکتها و بزرگ نشدن آنها يکي ديگر از مشکلات است برخي دليل را در عدم تراکنشهاي مالي بزرگ ميدانند در حالي که اين يک استدلال منطقي نيست چرا که شرکتهايي همانند گوگل، ياهو، مايکروسافت و ... در آغاز با يک ايده قابل گسترش نه يک تراکنش مالي بزرگ کار را شروع کردند و سپس توسعه دادند.از سوي ديگر در کشور ما شايد به جرات بتوان گفت حوزه خدمات اطلاعاتي تعطيل است. به صورت پراکنده هست ولي کسي دراين زمينه نميتواند ادعا کند خدماتش در آينده فراگير ميشود.نبود نظام مهندسي نرمافزار يکي از مشکلات پيش روي اين صنعت است تا زماني که نظامي از حق توليدکننده و مصرفکننده دفاع کند بناشد هرکسي مدعي انجام کار شده و بستر سوء استفاده فراهم ميشود. شايد پيچيدگي خود نرمافزار و ملموس نبودن آن يکي ديگر از مسائلي باشد که باعث ايجاد مشکلاتي درقراردادهاي نرمافزاري بين کارفرما و پيمانکار ميشود. ما اگر بخواهيم صنعت پويايي داشته باشيم علاوه بر حل اين مشکلات بايد از افرادي که در شهرستانها هم به صورت بالقوه و هم بالفعل در اين زمينه گامهايي برداشتهاند حمايت کنيم و حمايتها منحصر به تهران نباشد.به دليل فقدان اولويت سنجي در ايران شرکتها و قطبهاي فرامليتي در زمينه نرمافزار شکل نگرفته است غيرتوليدي بودن، تخصصي نشدن، خرد بودن شرکتها و نبود نظام مهندسي نرمافزار از جمله مشکلات صنعت نرمافزار در ايران است
April 22, 2005 04:43 PM