عبوراز خاتمي
مقالات سياسي
سخنان خاتمي درباره سياسي بودن جايزه صلح نوبل شيرين عبادي، سرآغاز سلسله مباحثي در محافل سياسي و خبري شده است و افراد زيادي را به گود كشانده تا درباره خطرات «تضعيف خاتمي» يا «عبور از خاتمي» هشدار بدهند.
مصاحبه مذكور اگرچه به توصيه دفتر رئيس جمهور در بسياري از مطبوعات و صدا و سيما بازتاب نيافت، اما رسانه هاي جناح منتقد دولت كه از شنيدن اين سخنان خوشحال شده بودند، آنرا منتشركرده و حتي براي اولين بار نسبت به سانسور اين سخنان توسط صدا و سيما انتقاد كردند.
براي جبران اثرات منفي اين مصاحبه در ميان گروههاي روشنفكري دانشجويان و اقشاري كه اصطلاحا به آنها «گروههاي مرجع» گفته مي شود از پور نجاتي و ابطحي و انصاري راد و خانيكي گرفته تا عزت ا... سحابي و ابراهيم يزدي به ميدان آمدند و از خاتمي دفاع كردند.
اما كساني همچون موسوي خوئيني نماينده تهران هم بودند كه عليرغم وابستگي به طيف دوم خرداد، خاتمي را متهم كردند كه به اخلاق قدرت آلوده شده است.
در واقع همه اين فعل و انفعالات گوشه چشمي به انتخاباتي دارد كه در دهه اول اسفند ماه سالجاري يعني چيزي حدود 5/4 ماه ديگر برگزار خواهد شد. سايه سنگين نتايج انتخابات شوراها بر سر انتخابات مجلس هفتم، هم اصلاح طلبان و هم جناح منتقد دولت را نگران و مشوش كرده است.
بهزاد نبوي نايب رئيس مجلس پس از سخنراني جنجال برانگيز محمد رضا خاتمي دبير كل جبهه مشاركت در كنگره سالانه اين حزب، طي سخناني كه ديروز در وزارت كشور ايراد كرده، به اين نكته پاي فشرده كه «مردم بايد در صحنه بمانند تا ضد اصلاحات مغلوب شود» و وزير كشور درجمع خبرنگاران، گفته پيام مجموعه مديريت كشور به مردم اين است كه در انتخابات شركت كنيد ما از مشاركت شما دفاع مي كنيم ناگفته پيداست برخي از اصلاح طلبان بي تمايل به عبور از خاتمي نيستند تا به رغم خود به آراي بيشتري دست يابند شائبه اي كه پس از سخنان محمد رضا خاتمي در كنگره پنجم مشاركت قوت بيشتري يافت. اما واقعيت فراتراز اينها است، و به اعتقاد برخي ناظران روحيه انفعال و رخوتي كه در انتخابات شوراها خود را نشان داده حاكي از آن است كه براي مردم نه اصلاحات و نه ضد اصلاحات ديگر اهميت چنداني ندارد واصلاح طلبان مي دانند كه اگر انبوه مردم به پاي صندوقهاي راي نيايند، حداقل آن چيزي كه مسلم است اين است كه نام آنها از صندوقها بيرون نخواهد آمد، جناح منتقد هم با لبخند مليحي كه البته خوشحالي عميقي در آن نهفته نيست مي دانند كه در صورت وقوع چنين رويدادي، نامزدهاي آنان با آرايي هر چند اندك پارلمان را همچون شوراهاي شهر از آن خود خواهند كرد. سعيد حجاريان تئوريسين اصلاح طلبان توصيه كرده كه در صورت وقوع چنان شرايطي، بهترين حالت آن است كه اصلاح طلبان بعنوان يك فراكسيون اقليت اما منسجم و قدرتمند در حد 50 تا 60 نفر در مجلس هفتم باقي بمانند. البته اين سخنان بي آنكه توضيحي درباره كم و كيف آن داده شود دربرخي رسانه ها تكذيب شد، اما مشخص است كه با نيامدن مردم به پاي صندوقها، خوش بينانه ترين فرض براي حضور اصلاح طلبان در مجلس هفتم، از همان عدد ذكر شده حجاريان فراتر نخواهد رفت.
شايد در چنين فضايي، تجزيه و تحليل بازتاب سخنان خاتمي راجع به جايزه شيرين عبادي، كمي واقع بينانه تر به نظر برسد، و نگراني هاي صاحب منصبان حزبي و سياسي جبهه دوم خرداد نسبت به ريزش مداوم آراي اصلاح طلبان، قابل فهم ترباشد.
از نظر دو جناح، پروژه انتخابات از ماهها قبل كليد خورده است، در سطوح حاكميتي چالش بر سر مسايلي همچون لوايح دوگانه، نظارت استصوابي و موضوعاتي از اين دست ادامه خواهد داشت حتي اگر براي هيچ يك از طرفين نتيجه اي در بر نداشته باشد. چرا كه اكنون هم اصلاح طلبان به درستي فهميده اند كه مسئله اصلي درانتخابات اسفند ماه، تاييد يا رد صلاحيتها نيست و منتقدان دولت هم مي دانند كه حتي اگر همچون انتخابات شوراها، نظارت استصوابي در كار نباشد، بعيد است اراده سياسي مردم ظرف يكسال تغيير جهت خارق العاده اي پيدا كند.
در واقع منحني گرايش و اراده سياسي عمومي كه از دوم خرداد 1376 همواره به نفع اصلاح طلبان بالا بود، اكنون به گونه شتابنده اي روند نزولي پيدا كرده و انواع برنامه ها و ترفندها در برگردان اين منحني، حداقل تا كنون نتيجه ملموسي نداشته است با اين وجود، «شخصيت خاتمي» همچنان بعنوان بزرگترين سرمايه اصلاح طلبان و محوراتحاد گروههاي متعدد درون اين طيف، محسوب مي شود و بايد به هر قيمتي اين شخصيت محفوظ مانده و از تضعيف و شكستن آن جلوگيري شود پروژه عبور ازخاتمي كه رگه هاي آنرا در سخنان برخي سياسيون دوم خردادي و شعارهاي گروههاي پيشروي جنبش اصلاحات و اجتماعات احساساتي همچون مراسم استقبال از شيرين عبادي در فرودگاه مهرآباد تهران مي شد ديد، زنگ خطري است كه براي آگاهان و تئوري پردازان اصلاح طلب به صدا درآمده است.
از نظر آنان خاتمي هم قدرت بسيج كنندگي توده اي را دارد و هم قدرت ايجاد وحدت ميان طيف بنديهاي مختلف جناح اصلاح طلب و در ضمن همچنان از قدرت بالاي چانه زني در سطوح عالي حاكميتي برخوردار است.
طعمي را كه جناح منتقد دولت در فرداي دوم خرداد 76 چشيد، اينك در دهان اصلاح طلبان مزمزه مي شود طعمي گس و ناخوشايند كه از هم اكنون صداي غرولند و اعتراض آنها را بلند كرده است. طعم ولذت قدرت باعث شده بود كه آنها فراموش كنند كه بر گرده هاي چه گروههايي سوار شده اند و بر مصادر حاكميتي نشسته اند.
بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اين بار تمناي اعتماد اصلاح طلبان، از سوي مردم با پاسخ مثبت مواجه مي شود و يا آنها عطاي اين قوم را به لقايش بخشيده اند.
February 12, 2005 12:36 PM